عبد الله قطب بن محيى

248

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى

اداى صلات نمايند و ارتكاب شرب خمر ننمايند ، اين امرى است كه به عقل به آن نتوان رسيد كه چنين مطالبه هست ، اما صاحب وحى بدان رسد و از آن خبر دهد و ديگران را باور بايد داشت كه متابعت كنند ؛ و اگرچه قبل از اخبار صاحب وحى اطلاع برآن هيچ كس را ممكن نيست ، اما بعد از آنكه صاحب وحى خبر داد علما را كه ورثهء انبيايند ، ذوق مزهء امر در آن دست دهد و به حالتى در آن متخصّص گردند كه عامه ناس را نباشد و ذوق مدرك امر الطف و اشرف باشد از مدرك خلق ، و لهذا اولياء اللّه را گفت و گوى از امر و نهى بيش باشد و اقبال بر تصحيح معامله زياده از استكشاف دقايق صنع كه اهل نظر را در آن توغّل و مبالغه باشد و اگرچه اين فضيلتى است كه اهل نظر را داده‌اند اما نصيب اهل ولايت از مشربى اعذب از آن است و اگر در آن كم سخن گويند بنابرآن است كه به چيزى اعلى از آن مشغولند ، نه از آن است كه به آن نمىرسند قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُناسٍ مَشْرَبَهُمْ « 1 » . مقصود از اين سخن ترغيب وليّم است در تمسك به امر و مژده دادن متمسك به امر را به آنكه چون پرده بردارند و مذاق امر او را چشانند ، او را حالتى پيش آيد كه « لا عين رأت و لا اذن سمعت و لا خطر على قلب بشر » مكاشفه و ملاطفه اهل امر از مشهد ذات باشد و مكاشفه و ملاطفهء اهل حكمت از مشهد آيات « و شتان ما بين اهل الذات و اصحاب الآيات » . هان كمر عبادت در ميان بند و نماز را انيس و ذكر را جليس خود ساز ، قيام سحر از دست مگذار و مناجات و استغفار را فرومگذار ، حركات و سكنات خويش را به ميزان امر بسنج ، باشد كه ذوق امر به جانت رسد و ابواب محبّت ذات بر دلت گشايند و از مقامات مقربين قطره‌اى در جامت چكانند ، يا خود جامت از آن پر كنند . هان آرام مگير كه هركس كه آرام گرفت هلاك شد ، بايد كه در دلت مدام آشوب

--> ( 1 ) . سوره بقره ، آيه 60 « هر قبيله‌اى آبشخور خود را مىدانست » .